گاه نوشت های امیررضا ایزانلو

تا وقتی رهاکردن را نیاموزم، بدست آوردن هایم چنگ زدن های دیوانه وار خواهدبود..

گاه نوشت های امیررضا ایزانلو

تا وقتی رهاکردن را نیاموزم، بدست آوردن هایم چنگ زدن های دیوانه وار خواهدبود..

یک کرگدن خوشحال تنها
دوستدار قهوه.

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
  • ۰
  • ۰

مدتهاست ننوشتم اینجا. یعنی سه بار اومدم نوشتم و هربار به یک علتی نوشته هام پاک شد و یگه حال نوشتن مجدد رو نداشتم . 

۱. اوضاع مشخصه . آدم ۷۰ روز قبل نیستم. هیچکدوممون نیستیم . روزهای تیره تر از قیر .

۲. پنج هفته در اعتصاب بودیم و از درس و کار و دانشگاه دور . واقعا خیلی ضرر کردیم .

۳ . تورم رو پهن کردم بعد چندماه تا به دامش بندازم .الان نشسته توی تورم و کافیه تور رو محکم بگیرم و بکشم بالا . اما نمیکشم و نمیدونم چرا . اینکه دلت میخواد اما از طرفی ترس از شروع رابطه داری ، باعث میشه ندونی کار درست چیه .

۴. میسا رو راه انداختیم. ماهی یکی دوبار واسه بیماران اختلالات روانی برنامه برگرار میکنیم . امروز بردیمشون سینما افریفا . اونم بود و اومده بود و جزوش زیر بغلش بود. چاق شده بود‌ و شنبه امتحان داشت. 

 

۵ . بنویس از همان دواها بخورم/ بگذار از قشنگیت جا بخورم/ از شوق زیارت تو خانم دکتر،/مجبور شد دووباره سرما بخورم😄 

۶. لهنت به بی ماشینی . آه که هرکاری میکنم نمیتونم تحول اقتصادی ایجاد کنم. پراید ۲۰۰ میلیون!!!

۷. شب یلدا نزدیکه و این یعنی ۲۵ سالگی تموم میشه! داری پیر میشی .

۸. مامان رو بردن تهران آنژیو کرده. احتمالا قلبش دریچه یا باتری بخواد . البته فعلا فالو بشه باید .

۹. امیررضا رزیدنت اندو شده. واقعا دمش گرم . صبح روزهای زوج ساعت۶و۴۵ بیدلرش میکنم و واسم چنددقیقه کتاب میخونه. کار فوقالعاده قشنگ و مثبتیه.

 

 

  • ۰۱/۰۹/۰۳
  • امیررضا ایزانلو

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی